انتقام روسیه از آمریکا

افشای اسناد محرمانه آمریکایی ها باز دردسرساز شده است. قریب به یک ماه است که نام "جوزف اسنودن"* روزانه در تمامی رسانه های تصویری شنیده و تصویر وی بر روی بسیاری از جراید مکتوب بین المللی به چشم می خورد ؛ جوانی 30 ساله که زمامی  کارمند  سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) و پیمانکار پیشین آژانس امنیت ملی این کشور (NSA) بود و با پرده برداری  از برنامه جاسوسی دولت اوباما دردسرهای بسیاری برای کاخ سفید فراهم کرده است.

اسنودن ماه گذشته در مصاحبه با روزنامه انگلیسی گاردین در هنگ کنگ هویت خود را فاش کرد و سپس از بیم استرداد به آمریکا راهی مسکو شد و در فرودگاه این شهر پناه گرفت.وی همچنین با ارائه اسنادی به هفته نامه آلمانی اشپیگل فاش کرد که دفاتر اتحادیه اروپا در آمریکا و بروکسل نیز توسط سازمان های جاسوسی آمریکا "شنود" می شود.

فارن پالیسی در نوشتاری همزمان با قوت گرفتن خبر احتمال پذیرش پناهندگی ونزوئلا از سوی اسنودن نیم نگاهی به نقش روسیه و دیگر کشورهای مخالف آمریکا در سطح بین المللی در این پرونده انداخته است:

داستان اسنودن بهانه ای برای نگاهی جذاب به پرونده رابطه میان روسیه – امریکا است. شاید بهتر باشد ابتدا حقایقی را که در اختیار داریم با هم مرور کنیم:

اسنودن از نگاه عده ای یک قهرمان شجاع تمام عیار و از نگاه برخی یک خائن به وطن است. حضور او در فرودگاه بین المللی روسیه بخشی از یک داستان عجیب و غریب بود که کنترل آن عملا از دست خارج شده است. هم چینی ها و هم اکوادوری ها با اسنودن مذاکراتی بی ثمر داشتند اما در نهایت وی به مسکو رسید.

روسیه اسنودن را به امریکایی ها تحویل نداد اما همزمان وی را به سرمایه ای برای تبلیغات خود نیز تبدیل نکرد. اسنودن نه از روسیه پناهندگی گرفته و نه به او فرصتی برای برگزاری کنفرانس خبری و خودنمایی های بیشتر داده شد.

رابطه متشنج میان روسیه و امریکا با این اتفاق تیره تر شد اما روسیه نشان داد که یکی از معدود کشورهایی است که مقابل امریکا در سطح بین المللی می ایستد. حضور اسنودن در خاک روسیه برای به نمایش درآمدن بی اخلاقی های سیاسی امریکا در سطح بین المللی فرصت مغتنمی بود. این رسانه های روس بودند که با صدای بلند افشاگری های اسنودن در خصوص برنامه استراق سمع آمریکا و جاسوسی از سران گروه 20 را منتشر کردند.

پرونده اسنودن نیز درست مانند داستان جولیان آسانژ در چشم روس ها فرصت خوبی بود برای به نمایش کشیدن آنچه  ولادیمیر پوتین یکه تازی های بی حد و حصر امریکا در سطح بین المللی می خواند.

اما مطالبه ولادیمیر پوتین از این پرونده به همین اندازه که در رسانه ها دیده شد محدود بود. درست است که پوتین به وی پناه داد اما به گفته وی سرویس های جاسوسی روسیه هیچ گاه برای دریافت اطلاعات بیشتر به اسنودن نزدیک هم نشدند. حرکت غیرقابل پیش بینی دیگر پوتین زمانی رخ داد که وی به صراحت اعلام کرد که روسیه تنها در صورتی به اسنودن پناهندگی خواهد داد که وی دست از افشای اسرار  شریک روسیه یعنی ایالات متحده بردارد!

افشاگری های اسنودن که نشان دهنده بی اخلاقی های رایج در عرصه سیاست خارجی امریکا بود برای ولادیمر پوتین آن اندازه اهمیت نداشت که روسیه را به دشمن شماره یک امریکا در سطح بین المللی- آن هم هشت هفته پیش از سفر اوباما به روسیه - تبدیل کند.

اما نکته قابل توجه در این داستان در ذکاوت افرادی نهفته است که ترتیب سفر اسنودن به روسیه را دادند. اروپایی ها و امریکایی ها همواره منتقد سیستم دولت داری روس ها بودند اما اکنون با برملا شدن رسوایی های اطلاعاتی امریکا در مراوده با بهترین دوستان اروپایی اش دیگر واشنگتن نمی توان به راحتی از اخلاق سیاسی سخن بگوید.

روسیه در معادلات بین المللی متحد آمریکا  نبوده و نیست و بر همین اساس نمی توان از مسکو انتظار داشت که اسنودن را به چشم برهم زدنی تحویل امریکایی ها دهد. ولادیمر پوتین در پاسخ به تمام تلاش های امریکا از جمله تقلاهای جان کری برای بازپس گرفتن اسنودن تاکید کرد که روسیه هیچ گاه فردی را به غرب تحویل نمی دهد و البته فردی را هم تحویل نمی گیرد. در بهترین حالت روس ها همواره به معاوضه نیروهای مد نظر خود با غربی ها روی آورده اند.

پرونده اسنودن نمایی از رابطه میان امریکا با دیگر رهبران جهان را هم به تصویر کشید. پکن هم شاید یکی از دو برنده نخست این بازی بود. درست یک ماه پیش بود که پکن به جاسوسی از امریکا متهم شد اما اکنون افشاگری های اسنودن در خصوص فعالیت های سیا در خارج از خاک امریکا آن هم در  شرایطی که دولت ها سوژه اصلی کار بودند دهان امریکایی ها را برای مدت ها در مقابل چینی ها بست.

چین با پذیرفتن اسنودن ولو برای مدتی کوتاه سهم خود را از این بازی گرفته و سپس او را راهی فرودگاهی در مسکو کرد.

موضع گیری ها کشورهای امریکای لاتین هم بیش از بقیه بازیگران این پرونده متغیر بود. اکوادور که قرار بود اسناد سفر را در اختیار اسنودن قرار دهد در این مرحله ناکام ماند. مردم بولیوی به شدت از متوقف کردن هوایپمای رئیس جمهور خود در حریم هوایی اروپا خشمگین شدند چرا که در این هوایپما برخلاف پیش بینی امریکایی ها از اسنودن خبری نبود.

رائول کاسترو از کوبا نیز که برای بهبود اوضاع اقتصادی کشورش به امریکایی ها نیاز دارد چندان نقش پررنگی را در این داستان ایفا نکرد. تنها ونزوئلا و نیکاراگوئه بودند که به نسبت بقیه کارنامه پرتحرکی از این پرونده را زیر بغل دارند. اکنون روسیه باید پیش از سفر اوباما به این کشور مقدمات سفر اسنودن به یکی از این دو کشور امریکای لاتین را فراهم کند.

پی نوشت:

* ادوارد جوزف اسنودن (Edward Joseph Snowden) در 21 ژوئن 1983 به دنیا آمد. او افشاگر برنامه جاسوسی آژانس امنیت ملی آمریکا از مردم است که به خاطر این اقدام تحت تعقیب نیروهای پلیس فدرال آمریکا قرار گرفت.

اسنودن به عنوان یکی از مهم ترین افشاگران تاریخ آمریکا، در کنار دانیل السبرگ و بردلی منینگ برای همیشه جاودان خواهد شد، زیرا با انتشار اطلاعات فوق محرمانه از یکی از محرمانه ترین سازمان های جهان، یعنی آژانس امنیت ملی آمریکا، مسائل فراوانی را برای آمریکا دامن زد.

وی پیمانکار فنی و یکی از کارمندان سازمان جاسوسی آمریکا، سیا بوده که پیش از افشاگری اش به عنوان یکی از پیمانکاران سازمان امنیت ملی آمریکا مشغول به کار بوده است. وی در ماه ژوئن سال 2013 اطلاعات فوق محرمانه و طبقه بندی شده ای را درباره برنامه جاسوسی PRISM در اختیار روزنامه گاردین و واشنگتن پست قرار داد. وی اعلام کرد افشاگری اش درباره برنامه های جاسوسی سازمان امنیت ملی آمریکا تلاشی برای آشکار کردن تجسس های افراطی دولت آمریکا در زندگی مردم بوده است.

/ 0 نظر / 23 بازدید